آدمیزاد

- پس خود تو این وسط چه کاره ای آدمیزاد؟! تو قضاوت نمی کنی؟
* نه ، من طرح مساله می کنم.قضاوت با قاضی است.من حتی یکی از مواد قانون جزا را هم نمی دانم و در موضع داوری هم نیستم!
- تو همان چیزی هستی که سود تو در هر لحظه ایجاب می کند که باشی.فقط همین.

مادر

هیچ گاه تصویر چشمان نگرانت از قاب نگاهم پاک نمی شود ،نگاهی که جز عشق و امید درونم نمی کارد و هرگز خستگی دستان پر مهرت فراموشم نمی شود که قلب تپندۀ زندگیم ام هستی،
مادرم:
برای عشقی که نثارم کردی تا ورزیدنش را بیاموزم ،تا ابد قدردان تو هستم.

بی نام

مدتهاست در پس اندیشه این روزها به چند واژه بیشتر نمی رسم,رفته ها,بازماندگان,آمدنی ها!

انتها

من مومنم به بودنت,تا انتهای این مسیر !

کار راحتی نبود,صبوری می خواست و اراده,اما تونستم,استند بای کردن افکارمو می گم!

یک دیدار-یک خاطره

یادش به خیر,دبیرستان یه معلم ادبیات داشتیم که واقعا خاص بود,اون روزا رسم بود وقتی این جلسه ازمون درس می پرسیدن تا کل لیست کلاس یه دور پرسش نمی شدن نوبتت نمی شد,اما این معلم خاص سه جلسه پشت سر هم از من درس پرسید,منم هر بار به امید اینکه دیگه از من نمی پرسه درس نمی خوندم و …یکی دیگه از کاراش این بود که ده دقیقه آخر رو هیچ کاری نمی کرد و اجازه می داد ما تو سر و کله هم بزنیم,انگار که زنگ تفریح شده,خودشم دستشو می زد زیر چونشو و ما ها رو تماشا می کرد,یادمه اون سال تو امتحانات نهایی دانش آموزاش بالاترین میانگین نمرات رو در سطح استان آوردن.امروز وقتی تو فروشگاه دیدمش باورم نمی شد که بشناستم,اما اون حتی تک تک شیطنت هامو سر کلاس به یاد داشت و عجیب تر از همه اینا نمره پایلن ترمم رو! چقدر حیف که نسل این آموزگار ها گذشت و به تاریخ پیوست.

اسم سال

چند روز پیش تو مهمونی که هر ماه برگزارش می کنیم برای امسالمون یه اسم گذاشتیم سال ممنوعیت قضاوت و پیش داوری از حرف ها و رفتارهای همدیگه,آخ که اگه همین یه خصلت درون ما آدما نهادینه می شد ۹۰% مسایل ارتباطیمون حل بود.امیدوارم بتونیم بهش عمل کنیم,مخصوصا اون جیگری که هر چی خبر گزاریه گذاشته تو جییبش ;-)

۱۳۹۱

تفاوت میان گرمای زمین و گرمای خورشید در این است که اگر خورشید برود زمین سرد می شود،اما اگر زمین نباشد خورشید همواره گرم خواهد ماند.از خداوند می خواهم در سال جدید خورشیدیمان گرداند، نه زمینی.

اینم برای خودش تعبیریه از سه مرحله زندگی:

“وقت داری،انرژی داری ،پول نداری.

انرژی داری،پول داری ،وقت نداری.

وقت داری،پول داری،انرژی نداری!”

بهاری دگر در راه …

میون این همه هیاهو،وسط همه لباس هایی که نو شده،کنار در و دیوار و فرش و …که تمیز و شسته شده،با حس قشنگ انتظار نوروز و سفر و مهمونی…از باور هات چیزی نو شده؟از اشتباهاتت چیزی پاک شده؟اینقدر خودتو تکوندی که منتظر خود دیگرت تو سال جدید باشی؟اصلا فکر کردی می خوای تو سال جدید “کی” باشی؟!

“ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار”